الكساندر نكام جامعالعلوم، كه در فصل قبلي از او سخن گفتيم، تا 1217 زنده بود. جان لندني از نخستين مروجان معلومات جديد ارسطويي در آكسفورد بود. با اين همه، شكوه انگليسي آن عصر، تا حدودي منحصراً در سايه فرانسيسيان بود، و چهار تن از آنان اشخاص برجستهاي بودند: الكساندر هيلزي، آدام مارش، رابرت گروستست1، بارتولوميوي انگليسي.
فضل آنان برابر نبود. بيكن منتخبات الكساند را تحقير كرده است؛ با اين همه، الكساندر نخستين استادي بود كه بر كرسي كلام فرانسيسيان در دانشگاه پاريس تكيه زد، و از نخستين كساني بود كه در غرب كوشيد تا فلسفهٴ جديد ارسطويي، اسلامي و يهودي موجود به زبان لاتيني را با هم تركيب كند. آدام مارش بنيانگذار واقعي مكتب فرانسيسي آكسفورد بود؛ و از مرداني بهشمار ميرفت كه شهرتشان بيش از چيزي است كه از روي آثارشان ميتوان داوري كرد؛ چون نوشتن فقط بخشي از فعاليتشان است، و نه بهترين آن. بزرگترين اين چهار تن رابرت گروستست اسقف لينكلنشِر بود، كه از بسياري جهات پيشاهنگ بيكن، از اصيلترين متفكران قرون وسطا، و مردي صاحب قدرت تفكر و باجرئت بهشمار ميرفت. وي دربارهٴ اهميت مطالعات زبانشناسي، رياضي، و ارزش اساسي تجربه تأكيد داشت. آثار متعددش شامل شرحهايي بر
آنالوطيقاي ثاني و طبيعيات ارسطوست.
فرانسيسي چهارم از نوعي بسيار خامتر، و با اين همه، خيلي معروفتر بود. وي براي مردم عادي دايرةالمعارفي تأليف كرد كه تا سه سده، از محبوبترين كتابهاي اروپا بهشمار ميرفت (هيچ كدام از پرفروشترين كتابهاي ما اين همه نميپايند). دايرةالمعارف بارتولوميو در سطح والايي نبود، و حتي نميشد آن را روزآمد دانست (بلكه بسياري از مطالب آن كاملاً كهنه بود)، ولي براي مدت مديدي مأخذ اصلي اطلاعات علمي مردم عادي بهشمار ميرفت.
3. فيلسوفان و نويسندگان فرانسوي. همهٴ انگليسيان به لاتيني نوشتند، ولي برخي از فرانسويان در انديشهٴ استفاده از زبان اصلي خويش بودند، و اين زبان در آن هنگام مهمترين زبان محلي اروپا بود. از اينرو، اينان را بايد به دو گروه تقسيم كنيم: فرانسويان لاتينينويس و فرانسويان خالص؛ فرق آنان همچنان كه خواهيم ديد، منحصر به زبان نيست، بلكه جنبهٴ عميقتري دارد.
دو تن به گروه اول تعلق دارند، گيوم اووِرْنْيْ، و ژان لاروشلي. هر دو در پاريس بلندآوازه گشتند، و هر دو همان كار الكساندر هيلزي را كردند، يعني جذب و تحليل معلومات تازهاي كه مترجمان لاتيني در اختيارشان گذاشته بودند. ولي آنان اين كار را از راههاي ديگري كردند.